دلمان گرفته، سكوت كرده ايم و الكي و شايد زوركي لبخند مي زنيم چون خوب نيست وقتي مهمان داريد خود را غمگين نشان دهيد؛ ولي خوب مهمانان ما چند ساعت ديگر مي روند و ما شايد ديگر آنها را نبينيم.
روز اختتاميه است و دوباره تالار مهر بچه هاي شعر و داستان واقعا سنگ تمام گذاشته اند و از جان و دل كار مي كنند. خيلي هاي آنها چند روز است خانه نرفته اند و در هتل كاروانسرا مانده اند؛ ليلا رستگار مسئول واحد طنز حوزه هنري شاعر و نويسنده، پروين كاشاني زاده زني نويسنده شاد و سرزنده كه چند روز پيش پسرش را داماد كرده، حامد ابومعرف شاعر، محمد نعامي شاعر ، سميه اسفندياري داستان نويس، مولود اسفندياري مسئول واحد تجسمي، احمد آلبوطاهر داستان نويس،عاليه صالحي، معصومه صابري داستان نويس، مرجان درودي داستان نويس، بهنام تبار ، اميد دادگر، رقيه ابودوله شاعر و داستان نويس، ماجد ابومعرف شاعر، افسانه سلطاني شاعر، هدا اسفندياري داستان نويس، بابك گشتي زاده ، عبدالمناف ابراهيميان،مانا مداح داستان نويس ،عصمت موسوي شاعر،ندا صالحي،پرستو سردشت شاعر و... همگي دست به دست هم دادند تا اين همايش خوب برگزار شود و حال موقع رفتن همگي دلشان تنگ شده است.
هرآغازي را پاياني است.
آري همه مي دانيم ولي خوب آدمي ست و دوستدار جاودانگي.
و اما اختتاميه!
حسن ميرعابديني به سخنراني اي پيرامون ادبيات نفت در خوزستان پرداختند. وي گفت: شهرهای جنوب و به خصوص خوزستان به علت دارا بودن تنوع فرهنگی زیاد و آمیختگی با فرهنگ کشورهای بیگانه از بدوی تا مدرن طبایع و زوایای دید گوناگونی را در مقابل نویسنده قرار میدهد و نویسندهای که در بطن این فرهنگ مینویسد با تنوع بیشتری روبرو است.
این پژوهشگر تشخص و معنای هر نویسنده را در سبک فرهنگی آنها دانست و گفت: بعضی از مناطق ایران همانندخوزستان و اصفهان واجد ویژگیهای فرهنگی هستند و در این شهرها سنت هنری وجود دارد که متاثر از فرهنگ شفاهی و زندگی مردم و زبانی که عامه مردم میآفرینند.
وی ادامه داد: ترجمه آثارروشنفکران و متون ادبیات مدرن توسط انتشارات شرکت نفت و مترجمانی همچون نجف دریابندری در تقویت این سنت ادبی و ادبیات ایران تاثیر بسزایی داشت.
این پژوهشگر در پایان سخنان خود گفت: کتابخانه مجهز به شرکت نفت که در دسترس کارمندان و نویسندگان این منطقه قرار داشت به نوعی باعث شکل گیری این سنت ادبی شد و با رویدادهایی همچون انقلاب و جنگ تحمیلی این سنت آبیاری شد.
پس از پايان سخنان ميرعابديني مريم دلباري دبيرهمايش طي سخناني از كليه كساني كه گفته بودند كه آبادان نمي تواند يك همايش سراسري برگزار كند و با سنگ پراني هاي خود سعي نمودند كه وي را از اين كار منصرف كنند ولي نتوانستند گفت ما بدون ياري شما توانستيم اين كار بزرگ را انجام دهيم و اميدواريم اين همايش در سال هاي آينده هم تداوم داشته باشد.
پس از پايان سخنان ايشان از صفدر تقی زاده،محمد بهارلو،احمد بیگدلی،محمد ایوبی،عباس عبدی،فرهاد حسن زاده،جمشید خانیان،کوروش اسدی و نعمت نعمتی، حسن میر عابدینی، فرخنده آقایی،حسين سناپور،جواد جزینی،حسین لعل بذری،حسن فتاحی، ناصر بزرگ مهر،آرش شفاهی،سیامک احمدی،فیروزه عسگری،فریبا حاج دایی بزرگاني بودند كه ازآن ها تقدير به عمل آمد.
و دفتر اولين همايش سراسري داستان نفت بسته شد.
و آبادان بدون مهمانانش كه ساكن واقعي آبادان اند و فرزند واقعي آن چه سوت و كور و سرد شده است. آسمانش گرفته و هر آن ممكن است ابرهايش گريه سردهند.
آرزومنديم سال ديگر دوباره اين جمع و جمع هاي ديگري به آبادان بيايد. ولي آرزو مي كنيم كه مشكلات عديده اي كه امروز با آن ها روبه رو بوديم فردا نباشند و برنامه ها از كيفيت بهتري برخوردار باشند و قلم دوستان آبادان با خيالي راحت كنار بزرگان قلم بنشينند و داستان بخوانندو استفاده اي را كه به دليل كارهاي اجرايي و گرفتاري هاي ديگر كه امروز با آن ها روبه رو بودند فردا نباشند تا آنها با فراغ بال در كنار استاد بنشينند و ياد بگيرند.
به اميد آن روز